روش‌های تامین برق صنایع

با ابلاغ آیین نامه اجرایی بند «ب» ماده ۴۳ قانون برنامه هفتم پیشرفت در اردیبهشت ۱۴۰۵، مشترکان با قدرت قراردادی ۱۵۰ کیلووات و بیشتر موظف شدند برق مورد نیاز خود را از بورس انرژی یا از شرکت‌های خرده‌فروش دارای مجوز وزارت نیرو تامین کنند. روش‌های تامین برق صنایع در این چارچوب عملا شش گزینه است: خرید مستقیم از بورس، خرید از خرده‌فروش دارای پروانه، قرارداد دوجانبه، تامین از تابلوی برق سبز، استفاده از گواهی تجدیدپذیر و گواهی صرفه جویی انرژی، و احداث نیروگاه خودتامین. هر شش روش تامین برق صنایع قانونی‌اند؛ تفاوت آن‌ها در قیمت، ریسک، پیچیدگی اجرایی و اینکه در روزهای ناترازی شبکه چه بر سر خط تولید شما می‌آید.

بند ب ماده ۴۳ دقیقا چه تکلیفی ایجاد کرده است؟

خود بند ب ماده ۴۳ یک هدف کمی برای وزارت نیرو تعیین کرده است: رساندن سهم معاملات برق در بورس انرژی به حداقل ۳۰ درصد تا پایان سال دوم برنامه و حداقل ۶۰ درصد تا انتهای برنامه. آیین‌نامه اجرایی، ابزار رسیدن به این هدف است و بخش قابل توجهی از بار آن را روی دوش مصرف‌کننده صنعتی گذاشته و ساختار تامین برق صنایع را از پایه تغییر داده است. به بیان ساده، دولت تامین برق گروه بزرگی از مشترکان را از حالت پیش‌فرض و یارانه‌ای خارج کرده و آن را به یک تصمیم خرید تبدیل کرده است. برای واحد صنعتی، این یعنی انتخاب میان روش‌های تامین برق صنایع دیگر یک کار اختیاری واحد انرژی نیست، بلکه یک تصمیم مالی با اثر مستقیم روی بهای تمام‌شده محصول است.

چه کسانی مشمول هستند و از چه تاریخی؟

شمول تکلیف تامین برق صنایع یکباره نبوده است و ماده ۲ آیین‌نامه دو مرحله زمانی تعریف کرده است. جدول زیر این فازبندی را بر پایه متن آیین‌نامه نشان می‌دهد:

گروه مشترکزمان شمولتکلیف
قدرت قراردادی ۱۵۰ کیلووات و بیشتردو ماه پس از ابلاغ آیین‌نامهتامین برق از بورس انرژی یا خرده‌فروش دارای مجوز
قدرت قراردادی بیش از ۱ مگاواتهمزمان با گروه اولتامین تا سقف مجاز از بازار مشتقه بورس، پیش از تحویل
قدرت قراردادی ۳۰ کیلووات و بیشتریک سال پس از ابلاغ آیین‌نامهورود به همان سازوکار
قدرت قراردادی کمتر از ۳۰ کیلوواتخارج از الزامتامین توسط شرکت توزیع؛ خرید از خرده‌فروش مجاز است

دو نکته را در خواندن این جدول دقیق باشید. اول اینکه ملاک، قدرت قراردادی است نه مصرف ماهانه؛ کارخانه‌ای با دیماند ۲۰۰ کیلووات و مصرف پایین هم مشمول است. دوم اینکه عبارت آیین‌نامه «۱۵۰ کیلووات و بیشتر» است، یعنی خود عدد ۱۵۰ هم داخل دامنه شمول قرار می‌گیرد و همان روز اول باید تکلیف تامین برق صنایع مشخص شود. برای گروه بعدی هم که از ۳۰ کیلووات شروع می‌شود، پیش‌تر بخشنامه‌ای درباره انشعابات برق بالای ۳۰ کیلووات منتشر شده بود و همان منطق حالا در سطح آیین‌نامه تثبیت شده است.

انواع تامین برق صنایع

سقف مصرف مجاز و تابلوی اول یعنی چه؟

این دو اصطلاح، کلید فهم همه روش‌های تامین برق صنایع هستند و بدون آن‌ها مقایسه گزینه‌ها ممکن نیست. بر پایه تبصره ۱ ماده ۲، برق مشترک تا سقف مصرف مجاز از طریق تابلوی اول (بازار مشتقه) تامین می‌شود و مازاد بر آن باید از تابلوهای برق آزاد و سبز یا از محل گواهی‌های برق تجدیدپذیر و صرفه‌جویی تامین شود.

خود سقف مصرف مجاز هم عدد ثابتی نیست. طبق تبصره ۲، این سقف به صورت ماهانه و یک ماه پیش از دوره، توسط کارگروهی متشکل از وزارت نیرو و وزارت امور اقتصادی و دارایی تعیین می‌شود و در تعیین آن، استفاده از ظرفیت نیروگاه‌های پربازده به‌ویژه در زمان اوج بار در اولویت است. نتیجه عملی برای برنامه تامین برق صنایع روشن است: بخشی از مصرف با شرایط تابلوی اول تامین می‌شود و هرچه مصرف از این سقف فراتر برود، تامین آن بخش گران‌تر و وابسته به بازارهای دیگر خواهد بود.

اگر هیچ اقدامی نکنیم چه اتفاقی می‌افتد؟

این پرسش مهم‌ترین بخش ماجراست، چون نداشتن برنامه برای تامین برق صنایع به معنای ماندن در وضع قبل نیست. تبصره ۴ ماده ۲ تکلیف را مشخص کرده است: اگر مشترک مشمول از سازوکارهای تعیین‌شده برق نخرد و تامین برق او بر عهده شرکت توزیع یا برق منطقه‌ای قرار بگیرد، برق این مشترک از طریق خرده‌فروشی تامین می‌شود که در مناقصه همان شرکت برنده شده و معامله در بستر بورس انجام می‌گیرد.

این همان چیزی است که در ادبیات صنعت با نام تامین نیابتی شناخته می‌شود. در این حالت واحد صنعتی نه در انتخاب تامین‌کننده نقشی دارد، نه در زمان‌بندی خرید و نه در شرایط تسویه؛ و برق را با سازوکاری گران‌تر از خرید برنامه‌ریزی‌شده دریافت می‌کند. عملا این پرهزینه‌ترین شکل ممکن تامین برق صنایع است.

روش‌های تامین برق صنایع در یک نگاه

پیش از ورود به جزییات، مقایسه کلی روش‌های تامین برق صنایع کمک می‌کند بدانید کدام مسیرها اصلا به کار شما می‌آیند:

روش تامینمناسب براینکته تعیین‌کننده
خرید مستقیم از بورس انرژیمشترکان بزرگ با تیم انرژی داخلینیازمند کد معاملاتی، پیش‌بینی مصرف و پیگیری مستمر
خرید از خرده‌فروش دارای پروانهبیشتر واحدهای ۱۵۰ کیلووات تا چند مگاواتکل فرآیند معامله برون‌سپاری می‌شود
قرارداد دوجانبهواحدهای با الگوی مصرف پایدار و قابل پیش‌بینیقیمت پیش از دوره قفل می‌شود
خرید برق سبزواحدهایی که توقف تولید برایشان پرهزینه استخارج از محدودیت‌های دوره ناترازی
گواهی تجدیدپذیر و گواهی صرفه‌جوییپوشش مصرف مازاد بر سقف مجازابزار مالی است، نه تحویل فیزیکی برق
نیروگاه خودتامینواحدهای با زمین یا سقف در دسترس و افق بلندمدتسرمایه‌گذاری اولیه در برابر استقلال از بازار

در عمل، کمتر کارخانه‌ای فقط یکی از روش‌های تامین برق صنایع را انتخاب می‌کند. ترکیب رایج این است که بخش پایدار مصرف با قرارداد دوجانبه یا خرده‌فروش پوشش داده شود و مازاد یا بخش حساس به قطعی، از تابلوی سبز و گواهی‌ها تامین گردد.

۶ روش تامین برق صنایع

خرید مستقیم از بورس انرژی

در این مسیر، واحد صنعتی خودش وارد بورس انرژی می‌شود و برق مورد نیازش را در جلسات معاملاتی خریداری می‌کند. مزیت اصلی، حذف یک لایه واسطه از زنجیره تامین برق صنایع و دسترسی مستقیم به قیمت کشف‌شده در بازار رقابتی است. برای مشترکان با قدرت قراردادی بیش از یک مگاوات، تبصره ۵ آیین‌نامه این مسیر را از حالت انتخاب خارج کرده و آن‌ها را مکلف کرده است برق مصرفی خود را تا سقف مجاز، پیش از تحویل و به صورت رقابتی در بازار مشتقه تامین کنند.

در مقابل، این روش پرزحمت‌ترین گزینه میان روش‌های تامین برق صنایع است. باید کد معاملاتی گرفت، نیاز دوره‌های آینده را پیش‌بینی کرد، جلسات معاملاتی را پیگیری نمود و ریسک نوسان قیمت را خودتان مدیریت کنید. واحدی که تیم انرژی اختصاصی ندارد، معمولا در همین مرحله پیش‌بینی مصرف دچار خطا می‌شود و همان خطا به هزینه تبدیل می‌گردد. 

خرید از شرکت خرده‌فروش دارای پروانه

آیین‌نامه، خرده‌فروش را شخص حقوقی دارای پروانه خرده‌فروشی برق از وزارت نیرو تعریف کرده است. نکته مهمی که کمتر به آن توجه می‌شود این است که خرده‌فروش هم موظف است برق مشترکان طرف قرارداد خود را صرفا از طریق ابزارهای قابل معامله در بورس تامین کند. یعنی این روش تامین برق صنایع، دور زدن بورس نیست؛ برون‌سپاری کار کردن با بورس است.

برای بیشتر واحدهای صنعتی در بازه ۱۵۰ کیلووات تا چند مگاوات، این عملی‌ترین گزینه میان روش‌های تامین برق صنایع است. کاری که یک خرده‌فروش خوب انجام می‌دهد فقط خرید نیست: تحلیل الگوی مصرف و منحنی بار، انتخاب ترکیب مناسب میان تابلوی اول و برق سبز و گواهی‌ها، مدیریت ریسک قیمت و رساندن مشترک به تکلیف قانونی‌اش پیش از سررسید.

برقتو به عنوان پلتفرم آنلاین خرده‌فروشی برق، همین روش تامین برق صنایع را برای مشمولان ماده ۴۳ ساده کرده است. مشترک الگوی مصرف و قبض خود را در اختیار کارشناسان می‌گذارد و به جای درگیر شدن با فرآیند معاملات، یک ترکیب تامین متناسب با مصرف واقعی‌اش دریافت می‌کند.

هنگام بستن قرارداد تامین برق صنایع، چهار مورد را جدا از نرخ بررسی کنید:

  • اعتبار و شماره پروانه خرده‌فروشی صادرشده از وزارت نیرو
  • شفافیت فرمول قیمت و اینکه کدام مولفه‌ها ثابت و کدام متغیرند
  • شرایط تسویه و امکان خرید اعتباری متناسب با چرخه نقدی کارخانه
  • تکلیف طرفین در دوره‌های ناترازی و محدودیت شبکه

قرارداد دوجانبه با تولیدکننده

در قرارداد دوجانبه، مصرف‌کننده و تولیدکننده مستقیما بر سر مقدار، نرخ، دوره و شرایط تسویه توافق می‌کنند. مزیت اصلی این مسیر پیش‌بینی‌پذیری است: هزینه انرژی پیش از شروع دوره تولید معلوم می‌شود و می‌توان بهای تمام‌شده محصول را با اطمینان بیشتری بست. برای صنعتی که محصولش را با قیمت از پیش توافق‌شده می‌فروشد، این ویژگی گاهی از خود نرخ تامین برق صنایع مهم‌تر است. هزینه این اطمینان، از دست دادن انعطاف است. اگر تولید کاهش پیدا کند یا الگوی مصرف تغییر کند، تعهد قراردادی سر جای خود باقی می‌ماند. به همین دلیل قرارداد دوجانبه برای واحدهایی مناسب است که مصرفشان پایدار و قابل پیش‌بینی باشد.

گزینه های تامین برق صنایع

تامین از تابلوی برق سبز

تابلوی برق سبز در آیین‌نامه به عنوان تابلویی تعریف شده است که عرضه و تبادل برق تجدیدپذیر در بورس، به صورت بازار فیزیکی یا بازار مشتقه، در آن انجام می‌شود. اما ویژگی‌ای که این مسیر را از بقیه روش‌های تامین برق صنایع جدا می‌کند، جای دیگری است. طبق همین تعریف، برق خریداری‌شده از این تابلو مشمول اعمال قطع و محدودیت در دوره ناترازی ایام گرم سال و نیز دوره محدودیت سوخت شبکه نمی‌شود. برای کارخانه‌ای که یک روز توقف خط تولیدش گران‌تر از قبض برق کل ماه تمام می‌شود، این بند می‌تواند تعیین‌کننده‌تر از چند درصد اختلاف نرخ باشد.

کارکرد دوم برق سبز، ایفای تکلیف قانونی است. صنایع با قدرت مصرف بیش از یک مگاوات بر پایه ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانش بنیان موظف‌اند سهمی از برق مورد نیاز سالانه خود را از منابع تجدیدپذیر تامین کنند و انجام این تکلیف، محاسبه هزینه انرژی آن‌ها را تغییر می‌دهد.

گواهی تجدیدپذیر و گواهی صرفه‌جویی برق

این دو ابزار در تبصره ۱ ماده ۲ کنار تابلوهای برق آزاد و سبز آمده‌اند و کارکردشان پوشش مصرف مازاد بر سقف مجاز است. تفاوت مهمی هم با بقیه گزینه‌ها دارند که خلط کردنش منشا اشتباه‌های پرهزینه است: این‌ها ابزار مالی‌اند و نه تحویل فیزیکی برق. یعنی برق شما همچنان از شبکه می‌آید، ولی تکلیف یا مازاد مصرفتان از محل گواهی پوشش داده می‌شود.

گواهی صرفه‌جویی برق موضوع بند «الف» ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم است و صرفه‌جویی تاییدشده را به دارایی قابل معامله تبدیل می‌کند. برای واحدی که پروژه بهینه‌سازی اجرا کرده، این ابزار می‌تواند بخشی از سرمایه‌گذاری را برگرداند. 

احداث نیروگاه خودتامین

ششمین مسیر، بیرون آمدن نسبی از بازار است. واحد صنعتی با احداث نیروگاه خورشیدی روی سقف سوله‌ها یا زمین مجاور، بخشی از مصرف خود را پشت کنتور تامین می‌کند و همان مقدار از دامنه تکلیف خرید خارج می‌شود. برخلاف پنج روش تامین برق صنایع قبلی، این مسیر به جای بهبود شرایط خرید، خود نیاز به خرید را کم می‌کند.

در مقابل، تنها گزینه‌ای است که سرمایه‌گذاری اولیه می‌خواهد و بازدهش در افق چندساله سنجیده می‌شود. تصمیم درست اینجا به سه عدد وابسته است: سطح در دسترس، هم‌پوشانی منحنی تولید خورشیدی با منحنی مصرف کارخانه، و نرخی که در نبود نیروگاه باید بابت همان برق می‌پرداختید.

کدام یک از روش‌های تامین برق صنایع برای شما مناسب است؟

به جای جست‌وجوی بهترین گزینه در میان روش‌های تامین برق صنایع، بهتر است به چهار پرسش پاسخ دهید و از دل پاسخ‌ها به ترکیب مناسب برسید:

  • قدرت قراردادی و الگوی مصرف شما چیست و چه سهمی از مصرف پایدار و قابل پیش‌بینی است؟
  • توقف تولید در یک روز ناترازی چقدر برای شما هزینه دارد؟
  • چرخه نقدی کارخانه اجازه پیش‌خرید می‌دهد یا به تسویه مدت‌دار نیاز دارید؟
  • آیا مشمول تکلیف ماده ۱۶ هستید و سطح یا زمینی برای نیروگاه در دسترس دارید؟

پاسخ به پرسش دوم معمولا مسیر را روشن می‌کند. اگر خط تولید شما پیوسته است و راه‌اندازی مجدد آن پرهزینه است، وزن تابلوی سبز در ترکیب شما باید بالا باشد؛ حتی اگر نرخ آن از گزینه ارزان‌تر بالاتر باشد. اگر مصرفتان پرنوسان است، تعهد بلندمدت دوجانبه ریسک ایجاد می‌کند و انعطاف خرده‌فروش ارزشمندتر است.

هیچ واحد صنعتی نباید صرفا با دیدن یک نرخ مقطعی، روش تامین برق خود را انتخاب کند. مقایسه باید بر مبنای هزینه کل دوره، ریسک قطع و محدودیت، شرایط تسویه و جریان نقدی انجام شود، نه بر مبنای نرخ یک هفته پرمعامله.

اشتباه‌های رایج در انتخاب روش تامین برق

چهار خطا در انتخاب روش‌های تامین برق صنایع بیشترین هزینه را به واحدهای صنعتی تحمیل کرده‌اند:

  • تعویق تصمیم تا رسیدن قبض؛ در حالی که بی‌عملی خودش به تامین نیابتی و گران‌ترین حالت ممکن ختم می‌شود
  • مقایسه گزینه‌ها فقط با نرخ کیلووات‌ساعت و نادیده گرفتن ریسک قطع و شرایط تسویه
  • یکی گرفتن گواهی تجدیدپذیر با تحویل فیزیکی برق سبز، که دو ابزار با کارکرد متفاوت‌اند
  • انتخاب مسیر خرید پیش از اصلاح الگوی مصرف؛ خرید برق گران‌تر برای مصرف اصلاح‌نشده، خطا را بزرگ‌تر می‌کند

خطای چهارم بیشترین بازگشت را دارد. کاهش دیماند، اصلاح ضریب توان و جابه‌جایی بار به ساعات کم‌باری، حجم برقی را که باید بخرید کم می‌کند و اثر آن روی هر شش روش تامین برق صنایع دیده می‌شود. خدمات صرفه‌جویی و بهینه‌سازی مصرف برق معمولا باید پیش از نهایی شدن قرارداد خرید اجرا شود، نه بعد از آن.

جمع‌بندی

بند ب ماده ۴۳ ساختار تامین برق را برای بخش بزرگی از صنعت ایران از یک وضعیت پیش‌فرض به یک انتخاب تبدیل کرده است. روش‌های تامین برق صنایع در این ساختار شش گزینه‌اند و هیچ‌کدام برای همه واحدها بهترین نیست؛ انتخاب درست میان روش‌های تامین برق صنایع به قدرت قراردادی، پایداری الگوی مصرف، حساسیت خط تولید به قطعی و توان مالی کارخانه بستگی دارد.

نقطه شروع هم پیچیده نیست: قدرت قراردادی و منحنی بار خود را دربیاورید، مشخص کنید چه سهمی از مصرفتان پایدار است، هزینه یک روز توقف تولید را برآورد کنید و بعد سراغ مقایسه مسیرها بروید. کارخانه‌ای که تصمیم نمی‌گیرد، در عمل تصمیم گرفته است برق خود را از مسیر تامین نیابتی و با گران‌ترین شرایط ممکن دریافت کند.

سوالات متداول درباره روش‌های تامین برق صنایع

آیا همه صنایع مشمول بند ب ماده ۴۳ هستند؟

خیر. در مرحله اول، مشترکان با قدرت قراردادی ۱۵۰ کیلووات و بیشتر مشمول شدند و یک سال پس از ابلاغ آیین‌نامه، دامنه به مشترکان ۳۰ کیلووات و بیشتر گسترش می‌یابد. مشترکان زیر ۳۰ کیلووات همچنان از شرکت توزیع تامین می‌شوند، هرچند مجازند از خرده‌فروش هم خرید کنند

خرید از خرده‌فروش با خرید مستقیم از بورس چه فرقی دارد؟

منبع تامین در هر دو یکی است، چون خرده‌فروش هم موظف است برق مشترکان خود را از ابزارهای قابل معامله در بورس تهیه کند. تفاوت در این است که در حالت اول، بار اجرایی تامین برق صنایع یعنی پیش‌بینی مصرف، حضور در معاملات و مدیریت ریسک قیمت بر عهده خرده‌فروش است و در حالت دوم بر عهده خود کارخانه.

اگر مصرف ما از سقف مجاز بیشتر شود چه باید کرد؟

بر پایه تبصره ۱ ماده ۲، مازاد بر سقف مجاز باید از طریق تابلوهای برق آزاد و سبز یا از محل گواهی‌های برق تجدیدپذیر و صرفه‌جویی تامین شود. چون سقف مجاز ماهانه و یک ماه پیش از دوره تعیین می‌شود، برنامه‌ریزی برای این مازاد باید بخشی از فرآیند ماهانه تامین برق صنایع باشد، نه واکنشی پس از دریافت قبض.

نظر خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *